بنده می خواهم ایمانی صد در صد داشته باشم، اما بعضی احکام دینی برایم قابل هضم نیست! چه کنم؟




شهر سوال ـ در نیاز انسان به دین و وحی دقت کنید. انسان چرا نیاز به وحی الهی دارد؟ اگر معتقدید که: انسان موجودی فراتر از زندگی هفتاد ساله دنیاست و عوالم دیگری غیر از عالم ماده وجود دارد و استعدادهای فراوان انسان برای پوسیدن و به زیر خاک رفتن نیست، متوجه خواهید شد که دانش بشری نارسایی های فراوانی دارد. (نارسایی با غلط بودن فرق می کند) چون حداقل از تاثیر اعمال و رفتار خود در عوالمی که نسبت به ما غیب هستند، هیچ خبری نداریم! و برای جبران این نواقص، چاره جز چنگ زدن به عالم مطلق(خدای متعال) نداریم و باید به دامان وحی پناه ببریم.

بخش فلسفه احکام شهر سوال بر بال اندیشه ها


دو مقدمه عرض می شود و در پی آن راه حلی برای مشکل خدمتتان تقدیم می کنیم:

۱- نارسایی و محدودیت در عقل انسان:

در نیاز انسان به دین و وحی دقت کنید. انسان چرا نیاز به وحی الهی دارد؟ اگر معتقدید که: انسان موجودی فراتر از زندگی هفتاد ساله دنیاست و عوالم دیگری غیر از عالم ماده وجود دارد و استعدادهای فراوان انسان برای پوسیدن و به زیر خاک رفتن نیست، متوجه خواهید شد که دانش بشری نارسایی های فراوانی دارد. (نارسایی با غلط بودن فرق می کند)  چون حداقل از تاثیر اعمال و رفتار خود در عوالمی که نسبت به ما غیب هستند، هیچ خبری نداریم! و برای جبران این نواقص، چاره جز چنگ زدن به عالم مطلق(خدای متعال) نداریم و باید به دامان وحی پناه ببریم.

۲- امکان اشتباه در فهم انسان:

بسیاری از مطالبی که ما تصور می کنیم فهم عقلانی است و با معیار قرار دادن آنها، بعضی از احکام دینی برایمان غیر قابل هضم می شود، در واقع اصلا عقلانی نیستند. برای دریافتن این نکته می توانید به این دقت کنید که انسان ها در مسائل فکری با یکدیگر اختلافات بسیاری دارند، در حالی که همه آن ها عقل دارند و هر کدام نیز نظر خود را صد در صد مطابق عقل معرفی می کند. چگونه ممکن است فهم عقلی واضح و روشن باشد اما به دو شکل کاملا متناقض خودنمایی کند؟ پس باید این احتمال را همیشه مد نظر داشته باشیم که شاید آنچه عقلانی می دانیم، اصلا عقلانی نباشد. به هر حال فلاسفه در جامعه انسانی، بیش از همه مدعی عقل باشند، در حالی که در دنیا انواع و اقسام فلسفه ها وجود دارد که اصلا با یکدیگر قابل جمع نیستند و تضادهای فراوانی نیز دارند و همین نکته برای هر متاملی اثبات می کند که ما دچار خطا می شویم و چیزی که عقلانی نیست، عقلانی تصور می کنیم.

ما از دو نکته ای که در بالا ذکر شد، بی ارزش بودن عقل و فهم انسان را نتیجه نمی گیریم! بلکه تامل و دقت بیشتر در فهم های خود را لازم می دانیم.
که باید فهم های خود را به اندازه درجه وضوحشان مرتب کنیم. شاید ما یک ضرب ۵ رقمی در ۵ رقمی انجام دهیم و در درست حل کردن آن اطمینان نیز داشته باشیم. و حتی چند بار نیز عملیات ضرب را تکرار کنیم و دقیقا به همان جواب قبلی برسیم. اما آیا وضوح نتیجه این ضرب، هرگز به اندازه وضوح ۲*۲=۴ می رسد؟ و سپس هرگز یک فهم با درجه وضوح کمتر را بر یک فهم با درجه وضوح بیشتر ترجیح ندهیم.

کسی که در گوشه گوشه هستی، خدا را باچشم عقل دیده، چگونه می تواند با شک در یک حکم جزئی، به انکار خدا و دین برسد؟
«الْكِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ ... ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا؛[آل عمران/۷] قسمتى از قرآن، آیات «محكم» [صریح و روشن‏] است كه اساس این كتاب مى ‏باشد و قسمتى از آن، «متشابه» است ...  در حالى كه تأویل آن را جز خداى نمى ‏داند. و آنان كه قدم در دانش استوار كرده ‏اند مى ‏گویند: ما بدان ایمان آوردیم، همه از جانب پروردگار ماست.»


برچسب ها : بنده می خواهم ایمانی صد در صد داشته باشم , اما بعضی احکام دینی برایم قابل هضم نیست! چه کنم؟ ,


ادامه مطلب...

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic